، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

نی نی حسام و زهرا

سفر به شمال در نیمه اردیبهشت

آ آرامش زندگی من ، ثمین عزیز من ی چند روزی هست که وقتی سرپات نگه میدارم میتونی روی پاهای قشنگت وایسی 15 اردیبهشت به همراه مادر جون اینا و عمه مریم رفته بودیم شمال .نمیدونی تو از دیدن دریا چه ذوقی کرده بودی . همش دلت میخاست دست قشنگت رو بزنی به آب و آب بازی کنی . ثمین جونم الان که سرکارم دلم بی نهایت برات تنگ شده دوست دارم این ی ساعت هم زودتر بگذره تا زودتر بیام پیش ثمینم ...
19 ارديبهشت 1394

ماه یازدهم ثمین مهربون

شیرین من ، ثمین خانوم من بدون اغراق احساس میکنم تو این روزها دارم یکی از بهترین دوران های زندگیمو پشت سر میزارم . عاشق همه شیرین کاری هاتم مامان جونم . عاشق دالی کردن هات ( بعضی اوقات انقدر خم میشی که میفتی) عاشق صبح بیدار کردن هات . ثمین جون ، نمیدونی من و بابا صبحا با چه ذوقی تو رو از خواب بیدار میکنیم . هی خودت رو این ور و اون ور میبری . زیر زیرکی میخندی و ...   مهربون من ، خوش خنده و خوش اخلاق من هزار ماشالا هزار ماشالا تو آخر ماه دهم که بردیمت مرکز بهداشت ، قدت شده بود 74 سانت و وزنت هم 9700 . خدا جونم شکرت . وقتی ی آهنگی میشنوی هی برای خودت دست میزنی . بعد از شیر خوردن برای تشکر از من هی شیرین کاری میکنی ....
19 ارديبهشت 1394
1